یکشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۶

رئيسم مي گه تو حرف نمي زني ولي وقتي حرف مي زني، ترتيب طرف مي دي (ببخشيد😁ولي همينجوري گفت). 

گفتم: پس فكر مي كنيد واسه چي از زير پيگيري تلفني و جلسه رفتن در مي رم. من ببينم طرف داره چرت و پرت تحويل ميده، صبر نمي كنم گوش بدم؛ يهو منهدمش مي كنم.

گفت: دخترم آروم باش. تازه من خيلي چيزا رو بهت نمي گم.

گفتم: ولي خداييش حال مي كنم حال يه سري از جانورا رو طوري مي گيرم كه درس عبرت بشن واسه بقيه.

پنجشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۹۶

رئيس هاي من در حال لابي كردن هستن واسه انتخابات هيات مديره. خشك و خالي نه كه... آبدار و رسيده...

داخلشون كه باشي وقت خالي اگر گير بياري بامشاد-طوري راه مي ري و زير لب فحششون ميدي؛ اما وقتي ازشون فاصله مي گيري...

تازه كلي سوژه دست اول پيدا مي كني واسه تعريف كردن و هار هار خنديدن.


ديروز كارد مي زدن بهم خونم درنميومد. طبق اساسنامه فقط بايد صادركننده ها بيان عضو ما بشن. بعد چند ماه پيش رئيس سابق رو كه الان مدير يه آزمايشگاه تخصصي فرآورده هاي نفتيه به زور آوردن كه تو بيا عضو ما بشو. هر چي ما گفتيم آقااااا ... اين صادركننده نيس، كارت بازرگاني نداره، كميسيون نداره كه بخواد تاييدش كنه، گوش ندادن. با بند پ آوردنش تو. حالا دم انتخابات ديدن اوضاع خطريه و طرف تمام برنامه هاشونو مي ريزه به هم، شوراي نگهبان اضطراري تشكيل دادن و به بهانه اينكه  كارت بازرگاني نداره رد صلاحيتش كردن و انداختنش بيرون.


شما فكر كنيد يه صبح تا ظهر داشتن نقشه مي كشيدن كه دليل قانوني پيدا كنن واسه ماست مالي  اين ماجرا، نامه شونو كه نوشتن و فرستادن واسه طرف، دسته جمعي پاشدن از اين ور شهر رفتن اون ور شهر دفتر يارو، واسه افطاري.


دوشنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۹۶

ديدين اين دخترا رو كه هي زرت و زرت زنگ مي زنن به آدم و مسيج مي دن كه چرا جواب نمي دي؟؟؟ چرا گوشيت خاموشه؟؟؟ چرا ... چرا... چرا...


چرا و كوفت!

خب لامصب حتماً جاييه كه نمي شه جواب داد؛ تو جلسه است شايد... تو توالته ... يا داره نامه يا گزارش مي نويسه؛ اصلاً حوصله تو نداره و نمي خواد صداتو بشنوه...

انقد سيريش مي شي مي خواي چيو ثابت كني؟؟؟ مي خواي بگي كه خيلي پيگير كاري؟؟؟ 

با اين كار بيشتر آدمو وادار مي كني كه جوابتو نده بموني تو خماري. بفهم!!!😡


یکشنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۹۶

- تو این دنیا داستانای عاشقانه زیادی هست. ولی بین همه داستانای عاشقانه اگه همه جمله های غیر مهم رو حذف کنی، فقط یه جمله می مونه. می دونی اون چیه؟؟؟

=  چیه؟

- وقتی باهاته، باهاش خوب رفتار کن!

شنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۹۶

نامه بيست و يكم


روزهاي آخري است كه هوايت را دارم؛

بعد از اين نه تو مرا به خاطر خواهي آورد و نه من به تو مي انديشم.

تا چند روز ديگر براي هميشه فراموش خواهي كرد، در گوشه اي از اين دنيا كسي درست همان گاهي كه خالي از همه بودي، چگونه بي صدا و بي دعوت كنارت ايستاد؛ هم او كه باور داشت، دنيا به همين داد و ستدها استوار است و تمام ديوانگي اش را ابزار اين معامله قرار داد.

و تو هرگز نخواهي دانست كه او از اين دنيا براي خود ستدي نخواست، جز اثبات خواسته اش. تنها خواست يك بار به خود ثابت كند، مي شود چرخ يك اتفاق ناگوار را روي ريل ديگري انداخت و زنده ماند.


#نامه__ها


- چرا درو رو کسی که نمی شناختیش باز کردی؟

= خب فقط یه آدم بود، کوسه که نبود.

- چرا یه کوسه باید بیاد اینجا؟؟؟ در ضمن آدما خطرناکتر از کوسه هان.

= آدما خطرناکترن؟؟؟ چرا؟

- در سال کمتر از 5 آدم به خاطر کوسه ها کشته می شن. ولی میلیون ها کوسه در سال به خاطر آدما کشته می شن. حالا کدوم خطرناک تره؟؟؟

= آدما

- آفرین آدما همینقدر خطرناکن. پس وقتی کسیو نمی شناسی نباید درو بازکنی. اگه می خوای به کسی کمک کنی و مراقبش باشی، اول باید از خودت مراقبت کنی. اول باید مراقب بدن خودت باشی. قبلا اینو نگفته بودم بهت؟؟؟

= چرا.

:/